یکشنبه , خرداد ۵ ۱۳۹۸

دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا فرمت apk epub pdf

دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا فرمت apk epub pdf

دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا

خلاصه رمان امن ترین آغوش دنیا:

رمان عاشقانه امن ترین آغوش دنیا به درخواست شما کابران عزیز به آرشیو دانلود رمان تک سایت اضافه شد. رمان امن ترین آغوش دنیا داستان سعید است که برادرش رو از دست داده و سعید قصد ابراز علاقه به همسر برادرش رو داره و داستان از اینجا شروع میشه.

رمان امن ترین آغوش دنیا با فرمت های کامپیوتر(pdf) اندروید(apk) آیفون(epub)

قسمتی از متن رمان امن ترین آغوش دنیا:
خانم صادقی پرونده رو برداشت و از اتاق بیرون رفت… سعید دوباره گوشی اش رو برداشت و شماره اذین رو گرفت و دوباره” دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد”.. سعید با درماندگی نالید: اذین گوشیتو روشن کن دیگه.دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا

فنجون قهوه رو برداشت و مزه مزه کرد..داغ داغ بود و لبش روسوزوند ولی سعید اهمیتی نمی داد..بوی خوش قهوه حالش رو بهتر می کرد.

قرص مسکنی رو که خانم صادقی اورده بود رو برداشت و بدون اب خورد و دوباره قهوه اش رو مزمزه کرده.. همیشه قهوه به او حس خوبی می داد… باید از خانم صادقی برند این قهوه رو می پرسید..واقعا محشر بود.. دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا

قهوه اش رو تموم کرد..مسکن هم اثر کرده بود و دیگه سردرد نداشت… سرش رو داخل پرونده ها کرد… هرچه باداباد..مادرش دو سه روز عصبانی می شد و فوقش باهاش قهر می کرد ولی بعدش اشتی می کرد..بدتر از قضیه ازدواج مسعود که نبود… دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا

اصلا نفهمید ساعت چطوری گذشت ناهار هم نخورد..حتی لودگی های فربد هم نتونست اونو از سر میزش بلند کنه…خانم صادقی که بعد از قهوه خداحافظی کرده بود و رفته بود… وقتی برای چند لحظه سرش رو بلند کرد فهمید که چقدر گردن و پشتش خشک شده…دانلود رمان امن ترین آغوش دنیا

گردنش رو به اطراف چرخوند و کش و قوزی به بدنش داد… به ساعتش نگاه کرد ساعت ۶ بعداز ظهر بود. فنجون قهوه اش رو برداشت..خالی بود..بلند شد و به سمت اشپزخونه رفت..به قهوه جوش نگاهی کرد…دیگه قهوه نداشت..

حوصله هم نداشت که برای خودش قهوه درست کنه فنجون و قهوه جوش رو شست و رفت سر یخچال..توی یخچال هم چیز خاصی نبود به جز یه بسته بیسکوییت نصفه …یکی از بیسکوییت ها رو برداشت.. و برگشت..

Author: علی میر

علی میرحسینی هستم .
۱۹ سالمه و تقریبا ۵ سال هست که وبلاگ نویسی رو آغاز کردم .
دوسال و نیم پیش وب تک سایت رو با هدف گسترش فرهنگ کتابخوانی تاسیس کردم و امیدوارم تونسته باشم به بخشی از هدفم رسیده باشم 🙂

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

قالب وردپرس