دوشنبه , اردیبهشت ۳۰ ۱۳۹۸

رمان روی جدول های ولیعصر نوشته امیر رضا لطفی پناه

رمان روی جدول های ولیعصر نوشته امیر رضا لطفی پناه

رمان روی جدول های ولیعصر

رمان عاشقانه روی جدول های ولیعصر نوشته امیر رضا لطفی پناه که تصمیم گرفتیم به صورت تایپی در سایت قرار بدیم .

داستان پسری بنام دانیاله که زندگی نرمالی داره و هر روز از خونه تا سرکار رو از خیابان ولیعصر میگذره و افکار و ناراحتی هاشو با چنار های خیابان ولیعصر در میون میزاره . یه مشتری خاص با نگاه خاص دانیال رو برای اولین بار با عشق آشنا میکنه .

ادمین : دوستان رمان روی جدول های ولیعصر رمان جالب و زیباییه که حتما توصیه میکنم بخونید .

جهت خواندن رمان روی جدول های ولیعصر کلیک کنید

قسمتی از متن رمان روی جدول های ولیعصر:

رفتم توی مغازه، علی آقا از پشت پیشخون چنتا مشتری رو راه مینداخت، اوایل تابستون بود و بازار لباسای خنک داغ داغ.

منو که دید بهش سلام دادم و سریع رفتم کمکش. چند دقیقه ای طول کشید تا مشتریا رفتن و علی آقا هم مغازه رو سپرد به من و رفت.

مغازه پایین ولیعصر بود، نزدیکای پارک دانشجو. میگن ولیعصر بلندترین خیابون تهرانه، ولی به نظر من وقتی فکر و خیال داشته باشی، وقتی ذهنت پر باشه از دغدغه های مختلف، طولش میشه به اندازه ی یه کوچه ی معمولی.

کارم همین بود اکثر روزا، ساعت ۴ میومدم دم مغازه، علی آقا مغازه رو میسپرد به من و میرفت پی زندگیش، منم شب ساعت ۱۰ مغازه رو میبستم و میرفتم.

کار دلچسبی نبود، ولی برای پولش مجبور بودم. دیپلم فنی حرفه ای داشتم و ۳ سال بود که داشتم تلاش میکردم یه پولی جمع کنم و مغازه قدیمی بابام توی مولوی رو دوباره زنده کنم.

خواهرم هی میزد تو سرم که بدبخت، یه رابطه ای چیزی واسه ی خودت دست و پا کن، افسردگی گرفتی دیگه! یکی نبود بگه آخه قربونت برم، با این وضع کی فکر عشق و عاشقیه؟ اصلا مگه عشقی هم وجود داره تو این دوره زمونه؟

Author: علی میر

علی میرحسینی هستم .
۱۹ سالمه و تقریبا ۵ سال هست که وبلاگ نویسی رو آغاز کردم .
دوسال و نیم پیش وب تک سایت رو با هدف گسترش فرهنگ کتابخوانی تاسیس کردم و امیدوارم تونسته باشم به بخشی از هدفم رسیده باشم 🙂

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

قالب وردپرس